اسماعیل رضایی

گویشی بنام خطاشیک

Menu صفحه اصلی بیوگرافی تاریخچه نقاشیخط کتاب ها گالری آثار مقاله ها رویدادهای هنری ارتباط با ما

گویشی بنام نقاشیخط   /    کتاب ها   /   نقد و بررسی اثر جمال آفتاب سید حمید شریفی آل هاشم با رویکرد سمیوتیک
نقد-و-بررسی-اثر-جمال-آفتاب-سید-حمید-شریفی-آل-هاشم-با-رویکرد-سمیوتیک

نقد و بررسی اثر جمال آفتاب سید حمید شریفی آل هاشم با رویکرد سمیوتیک

نویسنده : اسماعیل رضایی
انتشارات : مهرصادق
تاریخ اولین چاپ : 1396

تیراژ : 1000 جلددر 120 صفحه

در این کتاب میخوانیم ...

سمیوتیک اگر چه معنی واژه سمیوتیک به زبان فارسی به عنوان "نماد شناسی" ترجمه شده است. اما دلالت بر کاربرد و مفهوم کلی آن ندارد. به گونه ای می تواند روایتگر قسمتی از کاربرد آن باشد. به طور کلی "نماد شناسی" به عنوان یک رویکرد و یا یک روش برای تجزیه و تحلیل آثار هنری می تواند کاربرد داشته باشد. که در این روش به زبان منتقد بیان می گردد. به همین سبب در زمان ها و مکان های مختلف می تواند تبدیل به ارزش و ضد ارزش گردد.
به صورت ساده تر می توان گفت در روش سمیوتیک هر یک از منتقدان می توانند، نمادها و نشانه های موجود در اثر را با ادله و اسلوب های خود که ریشه در عوامل و عنصرهای مختلفی دارد نقد کرده و به معناهای متفاوتی بسط دهند. مطالعه و پژوهش نمادها و نشانه های موجود در اثرهنـری به صورت جـداگانه و یا گروهی در فرآیند نقد می تواند توسط منتقد به کارگیری گردد. در حقیقت این نماد ها و نشانه ها هستند که می توانند به ما بینش بیشتر از منابع اثر بدهند و در نتیجه می تواند معنی و مفهوم بیشتری را به مخاطب ببخشند. همه نقاشان و یا به عبارت بهتر هنـرمندان در یک زبان تصـویری با زیر مجـموعه هایی از استـانداردها، اصول و قواعد تجـسمی آغاز به خلق اثر می نمایند. زبان تصویری که توسط هنرمند ساخته و پرداخته می شود. شباهت زیادی بین ساخت تصویر(نماد یا نشانه) و ایجاد زبان نوشتاری است. مطالعه این ماهیت چیزی است که تشکیل شده از اجزاء منحصر به فردی از زبان تصویری و نوشتاری که به عنوان سمیوتیک(نماد شناسی)، سمیولوژی (نشانه شناسی)، شناخته شده است.
انقلاب اسلامي ايران در دنيا و در نوع خود بي نظير بود، مباحث هنري و آثار خلق شده در این دوره جایگاه و مولفه های مختص به خود را به همراه داشت. آثار هنري اين دوره بازتاب کاملی از رويدادهاي قبل و بعد انقلاب است. که اغلب این آثار از خصوصیات روایتی و دیالکتیک تشکیل شده اند. درحقیقت ظهور انقلاب اسلامي شرايطي و محیط جدیدی را برای هنرمندان و پدید آمدن آثار با محتوای بدیع و موضوعات انقلابی و اسلامی را در بر داشت. در چنين شرايطي، هنرمندان بر اساس فضاي معنوي همسو با فرهنگ اسلامي، هنر انقلاب اسلامي را پایه گذاری کردند. هنر انقلاب را بايستي يکي از دوره هاي ماندگار فرهنگ و هنر در تاريخ اسلامي، منطبق با اسلوب های نوين ايران به شمار آورد. هنرمندان در این بازه زمانی با تکیه بر مباني كهن ايراني، اسلامی و همچنین با بهره گیری از هنرهاي معاصر پا به عرصه وجود نهادند. با این ترکیب استفاده از عنصرهای هنر کهن ایرانی و همچنین استفاده از فضاهای معنوی همسو با فرهنگ اسلامي، جریان جدید فرهنگی هنری را در کشور ایجاد نموده و به سبب تلفیق این عناصر توسط هنرمندان به شکل هوشمندانه و برقراری پل ارتباطی ظریفی با یکدیگر در این بازه زمانی و مکانی آثار ماندگار انقلابی و اسلامی را خلق کرده اند.
تاثیر هنرهای انقلابی دیگر در دوران های مختلف در هنر انقلاب اسلامی را نمی توان کتمان کرد. در اغلب هنرهای کشورهای کمونیستی یا کشورهای انقلابی که علیه نظام سلطه قیام کرده اند. موضوعات انسانی که در برگیرنده فقر، مرگ، بی عدالتی، سلطه اشراف، انقلاب و مسائلی با موضوعات اجتماعی و مردمی است.
فرم و قالب این نوع هنرها نیز در همان مسیر هنر غرب قرار دارد. اما هنر انقلاب مفهومی بی سابقه است، فقط در هنر ایران بعد از انقلاب اسلامی مصداق دارد. نکته قابل توجه این هنر آن است. که این نوع هنر زیر مجموعه ای از سیاست یا ایدئـولوژی نیست و سیاست در آن نفـوذی ندارد. با تغییر سیاست ها، محتوا و قالب این نوع هنر تغییر نمی کند. سیاست و هنر دو جلوه از یک حقیقت واحد هستند. یکی از بیشترین مولفه های آن ولایت و عشق را در خود نشان می دهد. به همین دلیل هنر انقلاب اسلامی با تاثیر پذیری از فرهنگ شیعه و همچنین تاثیر از هنر اسلامی جایگاه منحصر به فردی را در مقابل دیگر انقلاب ها دارا است. اثر"جمال آفتاب" یکی از اثرهای ماندگاری است که در این فضای به وجود آمده فرهنگی، اجتماعی و سیاسی با به کارگیری هوشمندانه المان، نماد و نشانه ها و ارتباط با نظام فکری، ایدئولوژی و فرهنگی ناب اسلامی، به دست و قلم توانای "سید حمید شریفی آل هاشم" در چهار گوشه قاب و در تاریخ هنر ایران زمین جاودانه گردیده است.

سید حمید شریفی آل هاشم در سال 1342 در تهران چشم به جهان گشود. شریفی آل هاشم، فارغ التحصيل كارشناسي نقاشي از دانشكده هنرهاي زيباي تهران و كارشناسي ارشد گرافيك از دانشگاه تربيت مدرس است. او هنرمندي است. كه هرگاه نامش مي آيد، نام نقاش انقلابي را با خود به خاطر مي آورد. آثار "سید حمید شریفی آل هاشم" امروزه بخشی از تاریخ هنر انقلاب اسلامی ایران محسوب می شوند. نگاه به كارنامه او، مؤيد اين نكته است كه او همواره سعي در به تصوير كشيدن انديشه هاي انقلابی، اسلامی، فرهنگی، اجتماعی و سياسي خود داشته است. نام "سید حمید شریفی آل هاشم"، در بین هنرمندانی چون حمید قدیریان، علی وزیریان ثانی، مصطفی ندرلو، ناصر پلنگی، حبیـب‌الله صادقی، حسـین خسـروجـردی، ایرج اسـکندری و حسـن یاقوتی که اغلب با نام «هنـرمندان انقلابی» شـناخته می‌شوند، می درخشد. يكي از زيباترين آثاري كه به وظيفه عظيم استقامت و پایداری در جنگ و انقلاب اشاره دارد، اثری است به قلم تواناي سید حمید شریفی آل هاشم به نام "جمال آفتاب" که در سال 1363 خلق شده است.

سمیوتیک در نقد اثر هنری
نشانه شناسی به عنوان روش پژوهش در شناخت دلالت ها در میانه قرن بیستم همراه با جنبش ساختگرایی بویژه در فرانسه اهمیت چشمگیری پیدا نمود، که بر پایه نشانه شناسی اولیه مطرح شده توسط فردینان دوسوسور قرار می گرفت و در بسیاری از شاخه های علوم و فلسفه مورد استفاده شده است. در زمینه نظریه ادبی، زیبایی شناسی و هنر نیز نشانه شناسی از سوی اندیشمندان اصلی جنبش ساختگرایی مطرح گردید که در میان آنها رولان بارت نقش اصلی را عهده دار بود.(احمدی، 1381: 11).
در ابتدا لازم است معنای سموتیک دقیق مشخص گردد. تا تفاوت آن را با شاخه‌های دیگر همانند پراگماتیک و سمیولوژی مشخص کنیم، واژۀ سموتیک دارای ریشۀ یونانی است. این علم در قلمرو نشانه (Sign) و معنا (Meaning) به پژوهش می‌پردازد و در حقیقت از واژگان علم پزشکی که علائم بیماری‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد، برگرفته شده است. از دوران باستان، فیلسوفان، منطق‌دانان و دستور زبان‌شناسان، به تحقیق دربارۀ نشانه‌ها مشغول بوده‌اند و از عصر رمانتیک تا به امروز، شاهد تلاش پی‌گیر، زبان‌شناسان، مردم‌شناسان، روان‌شناسان، جامعه‌شناسان و ادبیات‌پژوهان برای تدوین نظریه‌ای منسجم دربارۀ دلالت در ارتباط و شناخت، بوده‌ایم.( آنه ماری،1380: 11).
سمیولوژی و سموتیک فراتر از سمانتیک رفته و نه تنها زبان انسانی بلکه تمام نظامهای نشانه‌ای را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. در ابتدا که سمیولوژی پا گرفت، اولین تعریفی که دوسوسور از آن ارائه داد، بدین صورت بود: "علمی که حیات نشانه ها را در بطن زندگی اجتماعی بررسی می کند". دوسوسور واژه "حیات" را به کار می برد که پویایی نظام نشانه‌ها را نشان می‌دهد و حضور آن را در ارتباطات اجتماعی به وضوح بیان می‌کند. در کنار سمیولوژی، واژه دیگری نیز بوجود آمد "سموتیک" که تعریف متفاوت از آن ها داشت: یکی از دیدگاه منطق یعنی نظریه عمومی نشانه‌ها و چگونگی شکل‌گیری آنها در فکر و اندیشه و دیگری نظریه نشانه‌ها و معناها و چگونگی گردش آنها در جامعه است. این دو مفهوم متفاوت از سموتیک، ریشه دو سنت بزرگ است یکی سنت آمریکایی و دیگری سنت اروپایی است.
در توضیح بهتر و واقع بینانه تر می توان این گونه مطرح نمود که؛ "اصلاح نشانه شناسی را دوسوسور ساخته است. نشانه شناسی به نظر دوسوسور علم پژوهش نظام های دلالت معنایی است. زبان یکی از این نظام هاست. آدمیان به یاری اشارات اندام های بدن، نظام پوشاک، نظام خوراک، نظام های نشانه ای فرهنگی را (از اقوام ابتدایی تا نقاشی معاصر)، یعنی با این ابزار به قاعده های تصویری مرتبط می شوند و شماری هم هیچ به این قاعده ندارند. نشانه شناسی علم شناخت این نظام های ارتباطی است. خود دوسوسور می گوید: "زبان، نظامی از نشانه هاست که عقاید را بیان می کند." ولی به کمان بارت این هرگونه نظام نشانه شناسی را تنها می توان از راه قوانین، قاعده ها و روش های علم زبان شناسی شناخت و هیچ نظام دلالت معنایی، بدون زبان شناسی نیست."(انصاری، 1393: 257). به زبان ساده تر، در اندیشه و روش دوسوسور اجزای اصلی این رابطه "دال و مدلول" بود که شامل دو بخش، نشان و متن می دانست. او با این روش اسلوب و الگوهای خود را عرضه نموده است.
سنت آمریکایی بر اساس نظریات فیلسوف و منطق دان بزرگ شارل سندرس پیرس که به شیوه تولید نشانه اهمیت می‌داد و شیوه‌های استدلالی که در ذهن بوجود می‌آید (استدلال از کل به جزء/ از جزء به کل/ از جزء به جزء) و ارتباط آن با واقعیت بیرون به‌واسطه یک مفسر و از این طریق سه نشانه بوجود می‌آید: آیکونیک (نشانه های تصویری)، نشانه‌های طبعی،عقلی و نشانه‌های قراردادی (سمبلیک). این امر در واقع ریشه سموتیک منطقی و شناختی است، که اصلا ریشه در زبان شناسی ندارد. دومین سموتیک که ریشه در زبانشناسی و نظریات زبان دارد و وابسته به نظریات دوسوسور است ساختارها و مفهوم زبان بعنوان نهاد اجتماعی، که مدلهای تجزیه و تحلیل این سموتیک ریشه در زبانشناسی دارد و بعنوان نشانه‌معناشناسی مکتب پاریس شناخته شده است. "آثار پیرس در مورد نشانه، از مبانی اصلی نشانه شناسی مدرن است. پیرس خود را سرآغاز نشانه شناسی می داند. ولی او درباره نشانه شناسی هنر چیزی ننوشته است. اصطلاحی که پیرس در مورد نشانه شناسی به کار برده است (Semiotics) است، که ریشه آن به پایان کتاب جان لاک، «رساله ای درباره فهم آدمی» به سال 1960 باز می گردد." (انصاری، 1393: 260).
پیرس گونه ای دیگر را بر این معقوله شکافت که به این عنوان مطرح می شود؛ "او این واژه را به معنای همگانی نشانه شناسانه و چند بار هم به معنای «نظریه دلالت» به کار برده است. از همان آغاز او سه گونه را بر اساس سه معقوله علمی که خود آن را «پدیده انگاری» خوانده از هم جدا کرده است. این علم پژوهش پدیده هاست یعنی چیزهایی که پیش روی آگاهی یا ذهن قرار می گیرند، درست به همان شکل که ظاهر می شود. 1.نشانه های وابسته به پدیده هایی همانند، که پیرس بعدها عنوان شمایل به آن ها داد. 2.پدیده ها نمایه ای از نشانه هایی که مناسبات آن ها با یکدیگر به بنیان مناسبت رخدادها استوار است. 3.پدیده ها نمایه ای یا نشانه های که همگانی خوانده می شوند. نخستین به احساس، دومی به وجود متعین و سومی به تمامیت و قانون اندیشه ای علمی مرتبط می شوند. مناسبات درونی این سه را پیرس «منطق مناسبات» خواند." (انصاری، 1393: 261).
پیرس برخلاف دکارت، نه نیت، بلکه واکنش را روشنگر ایده می دانست. و برای شناخت دلالت معنایی هر ایده «باید نتایج علمی آن ایده را شناخت و هر ایده ای از ایده دیگر به دلیل سویه های متفاوتی که می آفرینند جدا شود.» پیرس کنشی را برای دومین معقوله پدیدانگاری و «وجه کنش» را ( که بعدها آن را عادت نامید.) برای معقوله سوم پدید انگاری طرح کرد. این نخستین تلاش فلسفه پراگماتیست در دسته بندی منطق انواع دلالت بود. از نظر پیرس هر نشانه رابطه ای است. میان مورد تاویلی و موضوع. تمامی مفاهیم ذهنی نشانه هستند. اما ما نشانه ها را به معنای گسترده تر و کلی تر به کار می بریم. چنانچه تاویلش دیگر نه اندیشه بلکه واکنش یا تجربه باشد." (انصاری، 1393: 261). به زبان ساده تر، در اندیشه و روش پیرس عنصر سومی به این رابطه ها اضافه می گردد، که با نام مخاطب از آن یاد می کنیم.
اما موضوع مورد بحث ما همین سمـیوتیک است. نظریه "نشـانه و معـنا". در واقع این خاص بودن نشانه، معناشناسی را در ارتباط با سمـیولوژی مشخص می‌کند. در سمـیولوژی فقط بحث از نظام نشانه‌هاست که هدف اطلاع رسانی و ارجاعی دارد. (مانند قوانین راهنمایی و رانندگی). و موضوع سمـیوتیک نشانه نیست، بلکه ارتباطات ساختاری است که باید دوباره آنها را بازسازی کرد، این ارتباطات ساخـتاری معنا تولید می‌کند. به نظـر گریمـاس زبان دیگر نظـام نشـانه‌ها نیست بلکه مونتاژ و سوار هم کردن ساختـارهای معنـایی است. او همراه رولان بارت و دیگران نشریه «زبان‌ها» را بنیان گذاشت.
در مبحث نشانه شناسی به عنوان مثال بهتر است این گونه بیان کنیم؛ "اگر شخصی به شخص دیگری بگوید درخت، و درخت برای شخص اول قابل رویت باشد و شخص دوم نتواند آن را ببیند، واژه ای درخت برای شخص اول «دال» و تصویر ذهنی شخص دوم «مدلول» است. نشانه ای که این دو نفر با همدیگر ارتباط برقرار کرده اند رابطه ای است میان این دو واژه (لفظ) و آن تصویر(معنا) یا به عبارت دیگر رابطه ای است میان دال و مدلول. (انصاری، 1393: 255).
"نشانه متکی بر قراردادی است، که در غیاب هر چیز موجب تصوری ازآن در ذهن می شود و ارتباط را ممکن می سازد. دال همیشه یک واژه نیست و هر چیزی می تواند باشد. نشانه شناسی ادبی یافتن مناسب میان آن تصویر (دال) و این تصویر (مدلول) است و در هدایت هدفش کشف مناسبتی است میان آن چه نویسنده ارائه کرده و آن چه خواننده تاویل کرده است. به بیان دیگر نشانه شناسی ادبی شناخت آن قرارداد های اصلی است که به تصویر با توصیف ادبی نیروی ساختن «معنایی دیگر» می بخشد. زبان، دستگاهی از نشانه هاست و ما در گفتارمان از نشانه هایی استفاده می کنیم، مناسبات میان افراد به معنای نشانه شناسانه، در حکم مناسبات میان نشانه هاست. هر اثر هنری نه فقط مجموعه ای از نشان های برگزیده است که هر یک بنا به قراردادی از پیش تعیین شده، مدلول هایی در ذهن مخاطب می سازد، که مجموعه ای ازقراردادهای جدید(نشانه هاو مدلول هایی تازه) نیز هست. آگاهی به این نشانه ها (یعنی شناخت معنای قراردادی و معنای تازه) در حکم کشف مناسبات راستین میان اثر و مخاطب آن است. نشانه در اثر هنری، رمز یا کلید نامیده می شود. هر مدلول در ذهن مخاطب «موردی تاویلی» است و از این رو ما همواره با تاویل های گوناگون از هر اثر هنری رویارو می شویم. یافتن دلالت های معنایی اثر هنری کار ساده ای نیست، اما چون مناسبات درونی نشانه ها را دانسته می شود، درک ژرفای معانی اثر آسان تر می شود. «کلید معنایی» رمزاثر هنری است. یافتن آن راه حل بسیاری از دشواری ها می شود." (همان، 256).
در کلام و مفهوم آخر می توان این چنین بیان کرد که، نشانه شناسی توانایی این را دارد که یک عکس یا یک تصویر را به کلمات را ترجمه کند. نشانه شناسی، در حقیقت علمی است که می توانند شامل: تصاویر، صداها، بوها، طعم، اعمال یا اشیاء و غیره باشد. و اما می تواند، چنین چیزهایی را هم معنی نکنند. در واقع زمانی نشانه ها تبدیل به معنی و مفهوم می شوند، که در یک بازه زمانی و مکانی، دلالت بر وقوع حالتی باشد که یاد آور نوعی قرارداد و شرطی باشد. همچنین می توانند به تنهایی و با یگدیگر مفهوم یک واقعه یا رویداد باشد. نظریه نشانه شناختی به صورت قطعی در هر زمانی و در هر مکانی می تواند، معنی و مفهوم خاصی را حامل باشد. اما به طور مداوم هم می تواند، در حال تغییر، گسترده و توسعه نیز باشد. برای تبدیل شدن به معنی و مفهوم دقیق تر نکته مهمی ارجعیت پیدا می کند، که جمع آوری اطلاعات کامل در مورد موضوع نیز می تواند کمک شایانی به فرآیند معنایی آن داشته باشد. همچنین توانایی و بستر آن را دارد که در نظریه ها و نقدآثار هنری به بهترین شکل نمود کرده و مورد استفاده قرار گرفته شود.

به اشتراک بگذارید

Telegram
facebook
Twitter
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای اسماعیل رضایی محفوظ است
All Right Reserved © Copyright 2017